فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
64
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مىشود . چون آب شهر هرمز چنان كه گفتهايم - از آبانبارها يا چاهها تأمين مىشود و همين آب را نيز از بندر يا قشم مىآورند ، بنابراين بر خلاف آب رودخانه از هوا و آفتاب بهرهاى نمىگيرد و نتيجتا نمىتواند براى استحمام آبى كاملا سالم و خوب باشد . اما در اينجا ضرورت موجب مىشود كه اين نقائص را ناديده بگيرند . جز پرتغاليهائى كه در هرمز يا هندوستان پرورش يافته و بر اثر اعتيادى ناپسند هرروز - و نه بنا به ضرورت - استحمام مىكنند ، مردم ديگر بطور مداوم آبتنى نمىكنند . در هرحال در اين شهر آبتنى امرى ضرورى است اما به قدر توانائى نيز بايد از استحمام بى جا خوددارى كرد . اگر آب خوب بدست آيد استفادهء از آن لذتبخش است . آب چاههاى هرمز پر از خاك شيشه و رنگ آن هنگام استحمام به سفيدى شير است و اگر در لگن حمام و حتى ظرف آبخورى بماند بيش از دو انگشت گلولاى در آن تهنشين مىشود . در هواى بسيار گرم ، آن قسمت از دريا كه مجاور ديوار خانههاست پر از زن و مرد محلى از هر سن و سالى است . اروپائيان بسيار كم از آب دريا استفاده مىكنند - زيرا بقدرى نمكآلود است كه بدن انسان پس از آبتنى پوست مىاندازد . معذلك ، آنچه زائد بر گفتهء ما دربارهء شدت گرماى هرمز گفتهاند خالى از اغراق نيست . در تابستانى كه سفير در هرمز اقامت داشت هواى شب فوق العاده گرم و ناخوش بود با اين حال همين هوا غيرقابل تحمل نبود زيرا با خيس كردن ملحفهها و بالشها مىتوانستيم خود را تسكين دهيم . دگرگونى بادهاى تابستانى در هرمز به حدى زياد است كه موجب شگفتى است . تنها در فاصلهء چند دقيقه - يا با يك حركت عقربك ساعت مىتوان احساس كرد كه بادى از باد ديگر داغتر است . بادهائى سراسر بدن را غرق عرق مىكنند و بادهائى ديگر - اگرچه داغتر - مسامات بدن را درهم مىفشرند و مسدود مىكنند . بادهاى تابستانى عبارتند از بادهاى شرقى ، جنوبشرقى ، جنوبغربى و گاهى - اما بسيار كم - باد جنوبى . باد جنوبى اگر